آموزش زبان در خواب Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1386

 

دور موتور در دنده ی یک...چرخ دنده... ۳۰۰۰ دور در دنده ۳... گاز... دنده ی معکوس...گیر باکس...خرت خرت... دنده اتومات... کادیلاک...نه نه کاپریس...وزن اتوموبیل...بدنه... شاسی... موتورهای احتراق داخلی...قالب پری دمپر...

تا صبح این چرت و پرت ها رو تو خواب میدیدم.

دوشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1386

 

آیا شده است هیچ

مهتاب را به دست بگیری
بستانی از سپیده تمنای روز را
عکسی بگیری -دست به گردن-
با حس
هم در لحظه عطر اقاقی را
در واژه ای ببینی

هر روز اینچنینم
هر روز

«مسعود بهنود»

 

دوشنبه 17 اردیبهشت ماه سال 1386

 

عطر غلیظ بهار نارنج در شب ساکت و مطبوع بهاری ته نشین شده.

نفس میکشم و جای خیلی ها رو خالی میکنم.

بو میکنم و قلبم با یاد آوری خیلی ها فشرده میشه.

اما امشب دوست ندارم غم نبودن و یا دور بودن اون خیلی ها غمگینم کنه.

دوست دارم امشب با عطر و شب و سکوت و بهار خوش باشم.

چشمهام رو میبندم و به جای همه ی اون خیلی ها نفس میکشم.

آخه امشب سحر گاه ۱۷ اردی بهشته.

اونهایی که شک دارن و میخوان مطمئن شن که جزو اون خیلی ها هستن یا نه ،میتونن هر کجای

دنیا که هستن چشمهاشونو یه لحظه ببندن.

اگه بوی بهار نارنج رو حس کردی خودتی.شک نکن.

 

 

دوشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1386

 

 

خانمها و آقایان پرواز شماره ی ... هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران هم اکنون

آسمان ایران را به مقصد ... ترک کرد.

 

دلم گرفت باز.

 

>